برچسب:
نویسنده: استخدام کار
واحد جامعه تبیان زنجان-
یکی از بی ضرر ترین کارهایی که از لحاظ شخصی می توانید بکنید این است که سرتان را بیش از حد مشغول کنید. اما متأسفانه همین کار یکی از بدترین کارهایی است که می توانید در حق کسب و کارتان انجام دهید. اطمینان خاطری که این مشغله ی زیاد و نشانه ی موفقیت دانستن آن در شما به وجود می آورد، در نهایت کیفیت تعاملات، خدمات و سلامتی تان را با کاهش مواجه می کند. تبدیل شدن به پر مشغله ترین کارآفرین در میان جمع دوستان و آشنایان، مسابقه ای تسلیحاتی است که نباید سعی کنید پیروزش باشید.
اما یکی از چاره های این مشکل می تواند خالی گذاشتن یک روز از تقویم کاری باشد. یکی از بهترین کارهایی که می توانید انجام دهید این است که به صورت منظم ۴ تا ۱۲ ساعت از وقت خود را به بهبود شرایط ذهنی تان اختصاص دهید.
در این فرصت زیاد به تلفن جواب ندهید، پاسخگویی به ایمیل ها را متوقف و جلسات خود را به وقت دیگری موکول کنید.
این روز خالی، تعطیلی محسوب نمی شود، بلکه روز تفکر، افزایش بازده و تعادل شخصی است. از جمله کارهایی که می توانید در این روز انجام دهید اینها را می توان نام برد:
در نظر گرفتن این روز در ابتدا ممکن است برایتان کمی عجیب و غریب باشد، اما کم کم به بخشی جدایی ناپذیر از کسب و کارتان تبدیل خواهد شد. اما چطور باید چنین کاری کرد؟
برنامه ریزی: شما باید روز خالی خود را از قبل تعیین کنید؛ به ویژه اگر افراد دیگری هستند که برنامه شان به برنامه ی روزانه ی شما بستگی دارد. هیچ کاری به این زمان اختصاص ندهید.
آن را مثل جلسات همیشگی تنظیم کنید تا وقت خالی خود را جدی بگیرید. دیدن این روز در تقویم کاری تان باعث می شود منتظر آن روز باشید و برایش لحظه شماری کنید.
تعهد: ممکن است وسوسه شوید یکی دو کار ساده را نیز در این زمان انجام دهید، اما حتی یک عقب نشینی کوتاه از این تعهد و پرداختن به مشغله های معمول روزانه می تواند شما را از این حال و هوا خارج کند.
در عوض، طوری به برنامه ی خود متعهد بمانید که گویی به وای فای یا شبکه ی موبایل دسترسی ندارید یا مثلاً وقت خود را با کسی می گذرانید که برایتان بسیار عزیز است. به عبارت دیگر، دفتر کار شما در این روز بسته است.
استفاده ی حد اکثری: همین که می دانید روزتان آزاد است، فرصت ها و ایده های تازه ای به ذهن شما راه خواهند یافت.
به یاد داشته باشید، این روز برای استراحت نیست، بلکه قرار است در آن به دور از تعهدات خارجی، منابع ذهنی خود را دوباره متمرکز کنید.
در این فرصت می توانید مطالعه ی کتاب های نیمه تمام را به پایان برسانید، برای تفکر به پیاده روی بروید و با مشتریانی که مدتی است از آنها خبر ندارید مجدداً ارتباط برقرار کنید.
از طرف دیگر این روز زمان مناسبی است برای آنکه استراتژی خود را مورد بازبینی قرار دهید و استراتژی تازه ای بچینید، ابزار های خود را مجدداً تعریف کنید و خود را به این استراتژی ها و ابزار ها پایبند سازید.
این کار مثل این است که با اختصاص زمانی مناسب، تبر خود را برای ادامه ی مبارزه تیز کنید، تا بتوانید جنگجوی اثرگذار تری باشید.
مشغله ی بیش از حد قاتل خاموش کسب و کار شماست. شما با گنجاندن فضایی خالی در برنامه ی پر مشغله ی خود قادر خواهید بود به کارهای نیمه تمام و عقب افتاده رسیدگی و در عین حال نیروی ذهنی لازم برای ادامه ی مؤثر راه را در خود متمرکز کنید. ناگفته نماند که اجرای این توصیه به کمی جسارت نیاز دارد.
وب سایت دیجیاتو
پیام ادیب
گرد آوری: گروه جامعه سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/society.html
- - , .
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
واحد جامعه تبیان زنجان-
نشانه های خیلی ریز و درشتی وجود دارد که کارمندان تان شما را دوست ندارند. اگر متوجه شده اید به هر قیمتی از شما دوری می کنند، نمی توانند ارتباط چشمی را حفظ کنند، در لحظه ی ورودتان به اتاق لبخندشان محو می شود، شاید لازم باشد بفهمید کجای کارتان اشتباه است. اگر تقریبا مطمئن هستید کارمندان تان از شما متنفر هستند، راه کار شما این جا است:
البته گاهی فقط شخصیت ها با هم جور درنمی آیند و این تقصیر هیچ کس نیست. ولی اگر بیش از ۱ کارمند از شما نفرت دارند، شاید لازم باشد نگاه دقیقی به آینه بیندازید و هرکاری می توانید برای تغییر این وضعیت انجام بدهید.
چرا؟ قبل از هرچیز اگر یک رییس دوست نداشتنی باشید برای همه بد است: شما، کارمندان تان، و شرکت تان. ممکن است به آوازه تان لطمه وارد کند، بهره وری را کاهش دهد، مانع خلاقیت کارمندان شود، بر میزان شادی کارکنان تاثیر بگذارد، و در کل به کسب وکار لطمه وارد کند.
اگر تقریبا مطمئن هستید کارمندان تان از شما متنفر هستند، راه کار شما این جا است:
مایکل کر، سخنران بین المللی کسب وکار و نویسنده ی "مزیت طنز" می گوید زمانی را اختصاص دهید و در محیطی آرام و خنثی بنشینید(قطعا دفترتان بهترین مکان است) و صریحا هرگونه تضاد شخصیتی را رودرور مطرح کنید و امیدوارم هر موضوعی را که هست حل کنید.
او اضافه می کند: "یا حداقل برای شناخت بیش تر از مسائل شخصی آن کارمند وقت بگذارید، به اشتراک گذاشتن اطلاعات شخصی در مورد خودتان و دانستن درمورد زندگی، خانواده، آرزوها و رویاهای شان راهی کلیدی برای اعتمادسازی، شکستن مرزها، و صمیمیت در هر رابطه ای است."
لین تیلور، کارشناس محیط کار ملی و نویسنده ی"حاکم ظالم دفترتان را رام کنید: چه طور رفتار بچگانه ی رییس تان را مدیریت کنید و در شغل تان پیش رفت کنید" همین نظر را دارد. او توضیح می دهد: "این بار بیش تر به دوش شما، مدیر، است که به آن شخص یا آن تیم نزدیک شوید و سوتفاهم ها را برطرف کنید".
بر اساس یک نظرسنجی عمومی اخیر از ۷۲۰۰ بزرگ سال، تقریبا نیمی از کارمندان امریکایی در مقطعی از زمان شغل شان را برای دور شدن از رییس شان ترک کرده اند. ولی پژوهشی از کریربیلدر در ۲۰۱۳ دریافت ۵۰ درصد پاسخ دهندگان اگر مورد تحسین قرار بگیرند ترغیب می شوند با شرکت بمانند.
کر می گوید: "وقت بگذارید و به طور خصوصی و در ملأعام از کارمندان تان قدردانی کنید و تلاش های شان را- هنگامی که واقعا موجه است، تایید کنید.
این عادت خوبی برای همه ی رییس ها است، ضروری است به کارمندانی که شاید با شما راحت نباشند بیش تر توجه داشته باشید. فقط مطمئن شوید این تقدیر توجیه پذیر است، در غیر این صورت برای جذب آدم ها، راهبردی ناامیدکننده و دلسرد کننده خواهدبود."
تیلور توضیح می دهد هوش هیجانی فقط خوب بودن نیست، مراوده ی خوب است. او می گویدخوش وبش های معمول، مثل صبح به خیر گفتن، یا امروز حالتان چه طور است؟ یا متشکرم، و توجه کافی به علایق کارکنان تان تاثیر به سزایی در صمیمیت و دوست داشتنی بودن تان دارد"
شاید از مدافتاده باشد ولی قانون طلایی این است: " با دیگران همان طور رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود"، این نخستین گام قدرتمند در جهت مدیر خوب بودن است. او اضافه می کند: "نه این که بگوییم باید در آزمون محبوبیت برنده شوید، ولی اغلب گفته می شود شما فقط به اندازه ای خوب هستید که تیم تان خوب است."
کر می گوید اطلاعات را با کارمندان تان به اشتراک بگذارید، "با آنها مثل یک محرم اسرار رفتار کنید، اطلاعات ارزشمند را به اشتراک بگذارید، و بیش تر رک و روراست باشید. این قطعا کمک می کند اوضاع را بهتر کنید و برای تان در درازمدت تغییراتی را به ارمغان خواهد آورد."
به اشتراک گذاشتن اطلاعات اعتماد ایجاد می کند و روش ساده ای برای علاقمند کردن کارمندان به خودتان است.
کر توصیه می کند: " شوخ طبع باشید- به ویژه درمورد خودتان، کارمندان دوست دارند رهبرشان هم پای آنها کمی شوخی کند و اگر شوخ طبعی تان را نشان دهید کمک شایانی می کند، البته تا زمانی که به سوی شوخ طبعی بی مزه ی مایکل اسکات در فیلم کمدی"آفیس/دفترکار"منحرف نشوید. خندیدن به اشتباه های احمقانه ی خودتان یا اعتراف به خطاهای تان روشی کلیدی برای اعتمادسازی و بهبود رابطه ای ناخوشایند است."
کر می گوید اگر نظر کارمندی را که فکر می کنید چندان دوست تان ندارد درمورد مسائل مهم محل کار بپرسید، این کار پیام قدرتمندی می فرستد: دانایی و تجربه ی او را ارزشمند می دانید."اگر به او فرصت خوبی برای صحبت کردن بدهید به او کمک می کنید شما را یک هم پیمان راستین ببیند، کسی که به ایده ها و نظراتش برای او مهم است."
برای کسی استثنا قایل نشوید- ولی با همه با احترام رفتار کنید.کر می گوید: "این یک کلیشه ی قدیمی است چون کاملا درست است: کارمندان تا زمانی که ندانند چه قدر به آنها اهمیت می دهید، اهمیت نمی دهند دانایی دارید.
همیشه و هرروز، دائما طوری با آنها رفتار کنید که نشان دهید به شخص فراتر از عنوان شغلی اش توجه می کنید، و کارهای کوچک و پیشنهاد مزایای غیرمنتظره را دست کم نگیرید.
اگر گاهی همه را به خوراکی یا قهوه مهمان کنید یا اجازه بدهید بعد از یک دوره ی سخت و پرکار ۱ ساعت زودتر بروند، شما را خیلی در توسعه روابط خوب پیش می برد."
وقتی کارمندان انتظارات را می دانند، برای شان آسان تر است که دوست تان بدارند و به شما احترام بگذارند. تیلور می گوید: "آن ها رییس هایی را تحسین می کنند که در مورد اهداف شفاف هستند، درصورت عدم تحقق این اهداف پیچیدگی های آن را درک می کنند، و در این مسیر منتظر برقراری ارتباط های خوب هستند، رییس های خوب مشوق و باهوش، و شوخ طبع هستند."
تیلور توضیح می دهد بعضی رییس ها متخصص انگیزه بخشی به کارکنان برای پروژه ی جدید هستند. آنها تیم را سر ذوق می آورد و کارمندان عملا برای کار با آن شخص صف می کشند.
او می گوید: "دیگران تقریبا به جای خواهش کردن امر و نهی می کنند و به آدم ها می گویند چه کارهایی باید انجام شود. آنها به جای عبارت"ما ایکس را لازم داریم" از" من ایکس را لازم دارم" استفاده می کنند.
او می گوید: "اگر کارمندان احساس می کنند شما مشتاق هستید آستین های تان را بالا بزنید، هیچ کاری کسر شان تان نیست، و الگوی خوبی هستید، آن وقت از احترام آنها بهره مند خواهید شد."
کارمندان به راستی از بازخورد، چه خوب چه بد، قدردانی می کنند. زمانی را برای نشست با کارمندان تان اختصاص دهید و با آنها درمورد نقاط قوت، حوزه هایی که می تواند بهتر شود، و پیش رفت گفت وگو کنید.
هم چنین در حمایت و تشویق تردید نکنید. این تاثیر عمیقی خواهدداشت.
کر می گوید مهم است که تفاوت بین احترام و دوست داشتن را تشخیص بدهید، " شاید کارمندانی باشند که هرقدر هم تلاش کنید دل شان را به دست بیاورید، به راحتی به دلایلی که از کنترل شما خارج است دوست تان نخواهندداشت.
بنابراین در نهایت روی به دست آوردن احترام همه ی کارمندان تان تمرکز کنید، موضوعی که کنترل بیش تری روی آن دارید. و اگر آنها علاوه بر آن، دوست تان داشتند، آن را یک جایزه بدانید."
بازده
گرد آوری: گروه جامعه سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/society.html
- - , .
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
واحد جامعه تبیان زنجان-
حتما شما نیز با این موقعیت مواجه شده xadاید که به هنگام مذاکره با یک مشتری یا کارفرما تلاشxadهای زیادی را صرف کرده اید تا اعتماد وی را نسبت به تخصص خود جلب کنید. حتی پس از آن که این اتفاق می افتد باید با بسیاری از افراد دیگر رقابت کنید و مشتری را قانع کنید تا به شما اعتماد کند. من این چالش را در فرایند کاری بسیاری از متخصصان و مدیران برجسته کسب و کارهای مختلف دیده ام.
افراد مختلف، راه های مختلفی را در این شرایط به کار می گیرند که به احتمال زیاد شما نیز از آنها آگاه هستید. در این جا می خواهم ۳ روش بسیار ساده اما موثر را برای شما بیان کنم که در عمل تجربه شده و در عین حال به آن کمتر توجه می شود.
اما کار را در همین جا رها نکنید. حتما در کمیتهxadهای مختلف آن حضور داشته باشید. حتی رهبری یکی از آنها را بر عهده بگیرید. بهxadعلاوه اگر انجمن مربوطه ضعیف است سعی کنید بخش کوچکی از فعالیتxadهای آن را برعهده بگیرید و پیش ببرید. حتما از امکانات انجمنxadها نظیر مجلات، خبرنامه داخلی، همایشxadها، هم اندیشیxadها و نمایشگاهxadها بهره کافی را ببرید.
ممکن است بپرسید این کارها چه ربطی به تمایز دارد!! بارها در جلسات مختلف دیدهxadام که بودن در یک انجمن صنفی اعتماد مشتری را بسیار جلب کرده است. این مساله تمایز خاصی را ایجاد میxadکند. همچنین میxadتوانید با این اقدامات با گسترش شبکهxadهای اجتماعی خود راه را برای رسیدن به مشتریxadهای جدید باز کنید. مشتری اینxadگونه، به شما بیشتر اعتماد میxadکند و شما را به عنوان یک متخصص می پذیرد.
زمانی در یک مجله تخصصی صنعتی کار می کردم. هدف ما در مجله ارائه مقالات کاربردی با توجه به شرایط صنعت ایران بود. به همین دلیل به جای دانشجویان و اساتید دانشگاه، سراغ صنعتگران و مهندسان با تجربه رفتیم. با کمال تعجب اکثر مهندسان اگرچه از دانش و تجربه بالایی برای ارائه مقالات برخوردار بودند، به دلیل نبود وقت کافی از نوشتن سرxadباز میxadزدند. برای حل این مساله هنگامی که یکی از افراد مجله را مامور کردیم که به یاری مهندسین برود و با آنها مقاله بنویسد بسیار استقبال کردند و نرخ مقالات بیشتر شد.
خاطرم هست حتی یکی از این افراد یکی از تکنولوژیxadهایی را که تازه اختراع کرده بود از همین طریق به یکی از مشترکین مجله فروخت. البته مقاله نوشتن مهندسان، در مجلات در سال های اخیر رو به رشد بوده است، اما مهم این است که شما بر انتخاب محتوای مقاله، سبک نگارش، رسانه ای که آن را منتشر می کنید و …. موارد دیگر بیشتر وقت بگذارید.
همچنین ارائه مقالات در کنفرانس ها، وب سایت های اینترنتی و نیز برگزاری سمینارهای علمی حتی رایگان با کمک یک نهاد علمی ، صنعتی و یا صنفی معتبر بسیار مفید است. باز هم می پرسید این موضوع چه کمکی به تمایز می کند؟ با این کار شما به عنوان یک فرد متخصص و دانا در ذهن مشتری جا باز می کنید و خاطرتان باشد همیشه قسمتی از این موارد را به مشتری ارائه کنید.
از صرف لیست کردن تمامی مقالات خود بپرهیزید و این که شما چندین مقاله داشتهxadاید برای مشتری امتیاز نیست. بلکه این مساله که محتوای این مقالات چقدر به رفع یک مساله مشتری کمک کرده است، بسیار بهتر اعتماد مشتری را جلب می کند. فراموش نکنید با ذکر نام شما در زیر نام یک مقاله علمی پر طرفدار و انتشار آن در رسانهxadهای مختلف و به ویژه اینترنت خود به خود نام شما به صورت رایگان ترویج می گردد.
به تازگی با مدیر یک شرکت پیمانxadکاری که حدود ۳۰ سال است در این زمینه فعالیت می کند، شروع به همکاری کرده ام. با وجود آن که در تخصص خود بسیار توانمند است اما یک ضعف عمده دارد که او را از رقابت کارامد با رقبایش بازداشته است. او هنوز ذهنیت ۲۰-۳۰ سال پیش را نسبت به حرفه خود دارد و به همین دلیل، از بسیاری از موارد نا آگاه است. به همین دلیل در مواجه با رقبای جدید یا رقبای قدیمی که رویکردها و دانشxadهای نوینی را برگزیدهxadاند دچار چالش جدی شده است.
همچنین فعالیت این رقبا و بالارفتن اطلاعات مشتریان خواست آنها را نیز تغییر داده است و وی از پاسخ مناسب به آنها عاجز است! شما سعی کنید از این مساله به دور باشید. همواره اطلاعات به روز از حوزه تخصصی خود داشته باشید و به دانشی که در شروع کسب و کار به دست آوردهxadاید، اکتفا نکنید. رقبای خود را مورد بررسی قرارد دهید و سعی کنید مطابق با نیاز روز مشتریان، خود را آماده و توانمند نمایید.
این راهکارها اگرچه ساده اند، اما آنها را در عمل اجرا کنید و نتایج فوق العاده آن را تجربه کنید.
وب سایت مدیر سبز
سیامک خرمی
گرد آوری: گروه جامعه سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/society.html
- - , .
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
واحد جامعه تبیان زنجان-
اگر عادت دارید همیشه پاسخ مثبت بدهید، برایتان نه گفتن ممکن است دشوار باشد اما یادگیری این مهارت بخش مهمی از مدیریت استرس و تسهیل کردن زندگی است.
شاید به ظاهر، این که همیشه به همه پاسخ مثبت بدهید راحت تر باشد، اما به چه قیمتی؟ تا به حال فکر کرده اید شاید پاسخ منفی در بسیاری از مواقع گزینه بهتر و مفیدتری برای رهایی از استرسهای زیاد است. احساس میکنید به خاطر تعهدات و وظایف زیادی که به عهده گرفته اید، ظرفیتتان پر شده است؟ تلاش میکنید با عجله کارهای زیادی را در زمان کوتاه انجام دهید؟ اگر چنین است با یادگیری نه گفتن به راحتی میتوانید از این استرسها رها شوید.
اگر به همین شیوه ادامه دهید بعید است که از تعداد درخواستها و تقاضاها از شما کاسته شود و شما نیز نمیتوانید زمان بیشتری به روز خود اضافه کنید. اگر نه گفتن را یاد نگیرید مجبور هستید همیشه زیر بار این همه مسئولیت قرار بگیرید و زندگی خود را با استرس زیاد همراه کنید. نه گفتن کار ساده ای نیست اما تنها راه کاهش استرس است. به یاد داشته باشید که سنگینی بار مسئولیت امری فردی است.
اگر همکار شما مسئولیتهای زیادی را به عهده میگیرد و به نظر میرسد با آن مشکلی ندارد، به این معنی نیست که این امر در مورد شما نیز صادق است. تنها شما هستید که میدانید چه مقدار مسئولیت برایتان کافی است و نباید بیشتر از آن را قبول کنید.
-نه گفتن به معنی خودخواهی نیست. وقتی وظیفه جدیدی را نمیپذیرید به این معنی است که مسئولیتهایی که در حال حاضر به عهده دارید برایتان اهمیت دارد و نمیخواهید در انجام آنها کوتاهی رخ دهد.
-نه گفتن به شما اجازه میدهد کارهای جدیدی را امتحان کنید. این که همیشه کاری را انجام میداده اید دلیل نمیشود برای همیشه انجام آن را به عهده بگیرید. با نه گفتن فرصت پیدا میکنید علایق و کارهای جدیدی را دنبال کنید.
-همیشه پاسخ مثبت به درخواستها خوب نیست. وقتی بیش از حد مسئولیت به عهده میگیرید تحت استرس شدیدی قرار میگیرید و احتمال احساس خستگی و از پا در آمدنتان بیشتر میشود.
-بله گفتن باعث میشود دیگران از انجام آن کار ناتوان شوند. به عبارت دیگر وقتی نه میگویید راه را به روی فرد باز میگذارید تا خود دست به کار شود. ممکن است نتوانند همانند شما عمل کنند اما اشکالی ندارد، در نهایت راه خود را پیدا میکنند.
گاهی اوقات به راحتی نمیتوان تصمیم گرفت چه کارهایی ارزش صرف زمان و توجه شما را دارند. با استفاده از راهبردهای زیر تعهدات، فرصتها و مسئولیتهایی را که برایتان پیش می آیند، ارزیابی کنید:
-بر اساس اولویت بر کارها تمرکز کنید. اولویتها و وظایف خود را پیش از این که مسئولیت جدیدی را بپذیرید، بررسی کنید. از خود بپرسید آیا این مسئولیت جدید برایتان مهم است. اگر کاری برایتان مهم است، مسلما باید آن را بپذیرید و اگر چنین نیست، آن را قبول نکنید.
-میزان استرس پاسخ مثبت را بسنجید. آیا کار جدیدی که میخواهید قبول کنید، تعهد بلند مدت است یا کوتاه مدت؟ مثلا کمک مالی به مدرسه نسبت به پذیرفتن مسئولیتی مانند تعمیرات مدرسه، زمان خیلی کمتری نیاز دارد. اگر پذیرفتن کاری برایتان ماهها استرس به همراه می آورد آن را نپذیرید به جای آن از راههای دیگری کمک کنید.
-به خود اجازه احساس گناه ندهید. تقاضایی را که ترجیح میدهید رد کنید، به خاطر احساس گناه یا دِین قبول نکنید. این کار احتمالا منجر به استرس و ناخشنودی بیشتر میشود.
-پیش از تصمیم گیری فکر کنید. اگر دوستی از شما دعوت کرده به مهمانی یا مراسمی بروید پیش از این که پاسخی به او بدهید، فرصت بخواهید و مدتی به آن فکر کنید و ببینید آیا پیشنهاد یا درخواست او با برنامه شما سازگاری دارد یا نه. اگر نمیتواند مدت زیادی برای پاسخ شما صبر کند، حداقل مدت کوتاهی به آن فکر کنید و سپس پاسخ دهید.
نه! به همین سادگی بگویید نه تا وظایفی را که نمیتوانید انجام دهید، قبول نکنید. ممکن گاهی پاسخ منفی به همین سادگی نباشد. در اینجا توصیه هایی ارائه شده که هنگام نه گفتن باید به یاد داشته باشید:
-نه بگویید. از استفاده از واژه نه نترسید. مراقب عبارتهای جایگزینی که دربردارنده تردید هستند مانند عبارت مطمئن نیستم، فکر نکنم بتونم و از این قبیل جملات تردیدی باشید چون به این معنی برداشت میشود که ممکن است بعدا پاسختان مثبت باشد.
-پاسختان را طولانی نکنید. دلیل خود برای امتناع از پذیرش درخواست را بیان کنید اما آن را زیاد طول ندهید. از توضیح دادن زیاد یا توجیه کردن خودداری کنید.
-صادق باشید. برای نپذیرفتن مسئولیت، دلیل نسازید. بیان واقعیت همیشه بهترین راه برای نه گفتن به دوستان، عزیزان یا همکاران است.
-محترمانه برخورد کنید. معمولا دلایل زیادی برای طرف مقابل وجود دارد که میخواهد شما درخواستی را قبول کنید بنابراین در حالی که محترمانه پاسخ منفی میدهید، با تعریف و تایید تلاش فرد، احترام خود به خواسته او را نشان دهید.
-خود را برای تکرار درخواست آماده کنید. ممکن است تقاضای مورد نظر چندین بار از شما درخواست شود و لازم است چندین بار پاسخ منفی خود را اعلام کنید تا دیگران آن را بپذیرند. در این شرایط فقط با ارامش همان پاسخ خود را (با ذکر دلیل اولیه یا بدون آن) تکرار کنید.
اگر عادت دارید همیشه پاسخ مثبت بدهید، برایتان نه گفتن ممکن است دشوار باشد اما یادگیری این مهارت بخش مهمی از مدیریت استرس و تسهیل کردن زندگی است. با تمرین متوجه میشوید نه گفتن برایتان آسان تر میشود.
سیب سبز
- - , .
برچسب:
نویسنده: استخدام کار
واحد جامعه تبیان زنجان-
آن بیرون یعنی در جامعه هزاران بیمار بی بضاعت و لشکر میلیونی بیکاران وجود دارند که با این متن ها گرم نمی شوند. گاهی اما به اندازه همان لباسی که روی یک دیوار می آویزیم اندکی گرما زیر پوست جهان سرد بیرون می رود.
پاییز امسال از میان خبرهای انبوهی که حجم سنگینی از غم را در پیاله چشم های آدم خالی می کند و یادآور می شود که انگار وزن و سهم شر در این عالم بیشتر از وزن خیر است و نیمه تاریک آدمی مثل یک جنگجو از تصرفات در آن نیمه خیر دست نمی کشد و قصد دارد از مساحت آن نیمه خوب بکاهد، خبر از دیوارهایی رسید که داشتند در شهرهای مختلف کشور جان می گرفتند و شهر ها آرام آرام به این سلسله می پیوستند.
دیوار بار معنایی و تداعی مثبتی ندارد. آدم را یاد خیلی چیزها می اندازد ازجمله مانع و سرما، یاد آن شعر معروف اخوان ثالث وقتی از شکست و مرگ مهربانی حرف می زند: سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت / سر ها در گریبان است / کسی سر برنیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را / نگه جز پیش پا را دید، نتواند / که ره تاریک و لغزان است / وگر دست محبت سوی کس یازی / به اکراه آورد دست از بغل بیرون / که سرما سخت سوزان است / نفس، کز گرمگاه سینه می آید برون، ابری شود تاریک / چو دیوار ایستد در پیش چشمانت نفس که لطیف ترین جزء از وجود آدمی است در سرما می تواند چنان منجمد شود که مثل دیوار در برابرت بایستد.
اما آدمی نشان داده است که می تواند گاهی از همه این تعاریف و تداعی ها عبور کند. رفتار آدم ها گاهی علیه تداعی هاست، مثل وقتی که پاییز امسال ناگهان با پدیده دیوار مهربانی ها روبه رو شدیم.
اما اولین خبرهایی که آذرماه امسال درباره این دیوار منتشر شد، مربوط به مشهد و شیراز بود. گرچه روایت های دیگری هم در این باره وجود دارد. با این همه گفته می شود کسانی از اهالی این دو شهر، اولین چراغ ها را روشن کرده اند.
اما سایت ها و خبرگزاری ها همان روز ها درباره ایده ای قابل توجه در آستانه زمستان و آغاز فصل سرما نوشتند: عده ای جوان نا شناس دیواری با نام مهربانی در شیراز ایجاد کرده اند تا مردم لباس های بلااستفاده شان را آنجا بیاویزند و فقرا بدون واسطه آن ها را بردارند.
آن ها دیوار یکی از خانه های خیابان قدمگاه شیراز را رنگ زده، رویش چوب لباسی گذاشته و در کنار آن نوشته اند: نیاز نداری بذار، نیاز داری بردار.
اما این قطار در ایستگاه مشهد و شیراز متوقف نماند. طولی نکشید که شهرهای بسیاری در کشور از تهران و تبریز و کرج تا اصفهان و کرمانشاه و ارومیه و کازرون و شهرهای بزرگ و کوچک دیگر به این قطار پیوستند و در کمتر از دو هفته دیوار مهربانی به رسانه های بین المللی رسید.
از سی ان ان تا دویچه وله فارسی، از هفته نامه اشپیگل تا دیلی تلگراف، از بی بی سی فارسی تا روزنامه های ایتالیا و دیگر رسانه ها ذوق زدگی خود را از آنچه این روز ها در ایران اتفاق می افتاد پنهان نمی کردند.
همچنان که دویچه وله در این باره نوشت: این حرکت، حرکتی است که به نوعی خودجوش و خلاقانه است، یعنی از سوی مردم دارد اجرا می شود و به همین دلیل می تواند تأثیرگذاری بیشتری بر اقشار مختلف جامعه داشته باشد. کسی به درستی نمی داند از کجا و دقیقا از کی شروع شد.
ظاهرا مردی در مشهد در محله ثروتمندنشین ملک آباد، بلوار سجاد اولین کسی بوده که دیوار خانه اش را اختصاص داده به پخش مهربانی.
این مرد که نه می خواهد نامی از او برده شود و نه شغلش علنی شود، می گوید: چند ایده شبیه به این را در اینترنت دیده بودم. در استرالیا مردم در یک روز مشخص وسایلی را که نیاز نداشتند پشت در می گذاشتند، بادبادکی بزرگ هم هوا می کردند تا مردم شهر بفهمند در آن خانه دارد کار خیر انجام می شود.
عکس دیگری هم دیدم که مربوط به استان گیلان بود. جایی را مشخص کرده بودند که مردم لباس های اضافی شان را می گذاشتند تا هرکس که لازم دارد بردارد. شنیدم در تهران هم یخچالی گذاشته اند و مردم داخلش خوراکی و غذا می گذارند.
اما آن مرد مشهدی که مبدع این حرکت بود نکته جالبی را هم لابه لای حرف هایش مطرح کرده بود: روزهای اول نگران بودم کسانی بیایند و همه لباس ها را بردارند و بروند ولی این اتفاق نیفتاد.
من به چشم خودم دیدم یک نفر دو دست کت و شلوار کاور کشیده و تقریبا نو را به این جالباسی آویزان کرد. کت وشلوار ها را از خشکشویی آورده بود. بعد از این اتفاق یک نفر آمد و چند تا لباس بچگانه برداشت و رفت، یعنی اصلا و ابدا دست به کت و شلوار ها نزد.
با همه حواشی ای که <دیوار مهربانی> و طرح های مشابه می تواند داشته باشد اما آیا آثار و تبعات ذهنی روانی و اجتماعی مثبت این حرکت ها قابل چشم پوشی است؟ فضا دادن به این حرکت ها مثل فضا دادن به یک جنین برای رشد، نوعی حس امنیت درونی را در جامعه ایجاد نمی کند؟ گارد آدم ها را باز نمی کند که دیگر چنین قاطعانه نگویند:<هوا دلگیر، در ها بسته، سر ها در گریبان، دست ها پنهان / نفس ها ابر، دل ها خسته و غمگین /درختان اسکلتهای بلور آجین / زمین دلمرده، سقف آسمان کوتاه / غبار آلوده مهر و ماه / زمستان است.>
فرق می کند که در رسانه از روزنامه بگیرید تا تلویزیون و رسانه های مجازی هر روز خبرهایی از قتل و کیف قاپی بشنوی یا اینکه سلسله ای از خبر ها را پشت سر هم بشنوی که مثلا در شهرهای ایران، دیوار مهربانی راه افتاده است یا اینکه در فلان شهر با بارش برف یک گروه پاکسازی طبیعت، ظرف های گندم را لابلای شاخه های درختان گذاشته اند یا در شهری دیگر یخچال هایی در برخی از نقاط شهر تعبیه شده تا تهیدست ها به چند وعده غذای روزانه دسترسی داشته باشند. این فاصله فقط فاصله وحشتناک دو خبر نیست، فاصله غریب میان دو تعریف از آدمی است.
اگرچه ظاهرا ماحصل دیوار مهربانی ممکن است پوشاندن لباسی گرم بر تن آدم هایی باشد که قدرت خرید لباس برای خود ندارند یا ماحصل نصب ظروف گندم روی شاخه درختان سیر شدن چند پرنده باشد اما این رویی ترین لایه این اقدام است.
در واقع لایه زیرین این حرکت، تعریف تازه ای است که از انسان به دست ما می دهد و به ما یادآور می شود پس می توان در شهری که فکر می کنیم همه دنبال منافع خودشان هستند و می خواهند از هر راه ممکن و ناممکن به آن مطلوب های شخصی برسند حتی اگر به قیمت دور زدن قانون باشد آدم هایی را دید که به فکر دیگران هستند و به نیاز ها و نارسایی های آن ها می اندیشند.
ما نیمه دیگری را نادیده می گیریم، شاید برای اینکه آن را بدیهی می پنداریم یا شاید برای اینکه نیازی به گفتن آنها نمی بینیم چون مشکلی نیست که برای حل کردن در کانون توجه قرار گیرد.
انگار یادمان رفته خیلی از نیکی ها و مهربانی ها هرچقدر هم بدیهی باشد باید گفته شود تا دیده شود و الگوبرداری شود و دست کم تصویری واقعی تر از مردم به دست دهد. مردمی که به وقتش مهربانی شان مثال زدنی است اما در غیاب این رفتارها یا انعکاس ندادن آنها، تصاویر خشن اجازه دیده شدن واقعیت ها را می گیرد و تصویری از جامعه ای نه چندان قابل اتکا و اعتماد به ما می دهد.
بازتاب این خبر در فضای مجازی هم حاشیه های جالب توجهی داشت. یکی از پررنگ ترین حاشیه ها، جدال ها و دعواهای کاربران درباره این موضوع بود که این دیوار اولین بار از کدام شهر جان گرفته است.
برخی از کاربران سرسختانه در کامنت هایشان توان قابل توجهی را صرف این موضوع کرده بودند که دیوار مهربانی از شهر آن ها آغاز شده است و بعد سایر شهر ها به این حرکت پیوسته اند.
برخی از کاربران با نوع اظهارنظر هایشان طرح را تحقیر می کردند از عوض کردن نام این دیوار به نام<دیوار گدایی> تا خاطرنشان کردن این موضوع که این طرح باعث فقیرپروری می شود و بهتر است به جای ماهی به ملت ماهیگیری یاد داد. الصاق واژه کپی برداری از شهرهای اروپایی حاشیه دیگری بود که در فضای مجازی بازتاب داشت.
اینکه دیوار مهربانی چیز تازه ای نیست و سال هاست مشابه هایش در اروپا و امریکا انجام می شود. برخی، این وسط نگران تبعات بهداشتی دیوار مهربانی بودند و می گفتند که این کار ممکن است مخاطرات بهداشتی بالایی داشته باشد.
بعضی ها هم البته مشفقانه تر به موضوع نگاه می کردند و حتی می خواستند این ایده ها در سطحی وسیع تر و به گونه ای خلاقانه تر دنبال شود: اگر جوانان بیکار هر استان یارانه هر ماه شان را یک جا جمع کنند و دو نفر آدم شیر پاک خورده مسئولیتش را در دست بگیرد، مثلا در هر استان ۲۰ هزار نفر شرکت کنند، جمع یارانه هر ماه آن ها می شود تقریبا یک میلیارد تومان و در یک سال ۱۲ میلیارد تومان.
از همان ماه اول می شود با سرمایه گذاری برای اعضا اشتغال ایجاد کرد و با جمع شدن یارانه ها و سود حاصل از اشتغال در ماه های بعد می توان برای همه اعضا شغل و پس انداز و سرمایه فراهم کرد.
یکی از نکاتی که در همین فضا از سوی مخاطبان یادآوری می شد و نکته دقیقی بود، این موضوع بود که ما به عنوان مشتری این مهربانی چقدر جنبه و شخصیت پذیرش و هضم این مهربانی را داریم؟ به عنوان نمونه مستوره برادران نصیری از فعالان رسانه در صفحه مجازی خود به یک اتفاق واقعی که از سر گذرانده بود اشاره می کرد:< اولین بار که رفتم، تابلوی بالای سر منشی چشمم را گرفت. متنی بود با این مضمون: هر بیماری که توان پرداخت حق ویزیت را ندارد، فقط به منشی اطلاع دهد.
خیلی محترمانه و خوب، حالا بماند که بعد ها چقدر مطمئن شدم چه پزشک حکیم و بزرگواری است. گذشت تا این آخرین بار که فقط ردش روی دیوار بود، حتی میخ اش هم بود، اما تابلو نبود. از منشی پیگیر شدم
چند بار سرش را به علامت تأسف تکان داد و یک جوری که لب خوانی کنم، گفت: خیلی اذیت مون کردند. تعریف کرد که این آخری ها یک بار از صبح تا عصر فقط یک نفر پول ویزیت داده بود. البته حالا هم اگر کسی واقعا توان پرداخت نداشته باشد و دکتر متوجه شود، پول را برمی گرداند.>
همان موقع نگاه کردم دیدم دست کم بیست نفری در نوبت هستیم، پول ویزیت هم ۴۰هزار تومان است، جز یک نفر، به سر و وضع هیچ کدام مان نمی خورد که از پسش برنیاییم. بعید دانستم که همان روز یا روزهای مشابه اشاره شده، فقط یک نفر توان پرداخت مبلغ را داشته.
رسانه های ما و در سطح وسیع تر رسانه های جهان انگار فقط برای بازتاب چالش ها و نقاط تاریک وجود انسان و جامعه تربیت شده اند و همان ها را بو می کشند. خبر ها اغلب حول محور تاریکی ها و چالش ها چرخ می زند. فرق هم نمی کند چه ساحتی.
از سیاست بگیرید تا اقتصاد، از حوادث بگیرید تا فرهنگ، اغلب می بینید که تمرکز بر روی نقاط چالش برانگیز است. مثلا تعریف حادثه در ذهن یک خبرنگار و رسانه به شکلی جا افتاده که حادثه را در قتل و سرقت و تصادف و ... ببیند و همان ها را دنبال کند.
این سوگیری ها البته ریشه های عمیق تر فرهنگی، اجتماعی، ذهنی و روانی دارد. اینکه ما از کودکی یاد می گیریم که بیشتر از آنکه به افکار مثبت بها بدهیم، متوجه افکار منفی باشیم.
این پدیده ای است جهانی و عمومیت دارد. رگه های این بدبینی را در همین واکنش ها به دیوار مهربانی می بینید. اینکه برخی تلاش می کنند این حرکت را به شیوه های مختلف تحقیر کنند یا بر آن خرده بگیرند یا از ضرب المثل ها مدد بگیرند و بگویند با یک گل بهار نمی شود.
در هر حال رسانه ها در بستر هنجار ها و ارزش گذاری های فرهنگ عمومی قرار دارند. آنها با نوع سیاست گذاری هایشان و تعریفی که از خبر دارند، دست به جریان سازی خبری می زنند و نباید از یاد برد که آن ها برآمده و برساخته تفکر غالب موجود در فرهنگ عمومی هستند.
یکی از حاشیه های حضور آدم ها در فضای مجازی فرو رفتن در لفاظی و حرافی است. گاهی فوروراد کردن متن هایی درباره مهربانی، محبت و عاطفه گرایی و نظایر آن آدم ها را از اینکه عملا در معرض مهربانی قرار بگیرند بازمی دارد.
بالشخصه در این فضا ها این حالت توهم زایی را دیده ام که گاهی اشتهای ما به مهربانی و محبت با فوروارد کردن متن ها کور می شود و مثل یک نوع ریزه خواری احساس سیری کاذب به ما دست می دهد.
گمان می کنیم همین که مثلا هر روز متن هایی درباره قضاوت نکردن فوروارد کنیم، می توانیم مطمئن باشیم که قواعد عمل اخلاقی را مراعات کرده ایم یا اگر متن هایی درباره رعایت حقوق همنوع و کمک به دیگران را فوروارد کنیم می تواند خیالمان راحت باشد که ما وظیفه مان را در کمک به همنوع به نحو احسن انجام داده ایم در حالی که واقعیت چیز دیگری است. آن بیرون یعنی در جامعه هزاران بیمار بی بضاعت و لشکر میلیونی بیکاران وجود دارند که با این متن ها گرم نمی شوند.
آن بیرون چالش هایی وجود دارد که اگر همه ما صبح تا شب در فضاهای مجازی متن های شیک کمک کردن به همنوع را فوروارد کنیم، آن تاریکی ها از بین نخواهد رفت و آن گره ها باز نخواهد شد، گاهی اما به اندازه همان لباسی که روی یک دیوار می آویزیم اندکی گرما زیر پوست جهان سرد بیرون می رود.
ایران آنلاین
گرد آوری: گروه جامعه سایت تبیان زنجان
http://www.tebyan-zn.ir/society.html
- - , .
برچسب:
نویسنده: استخدام کار